تحقیقات من

تحقیق های دانش آموزی

تحقیقات من

تحقیق های دانش آموزی

من به تازگی کافی نتی زدم ، تحقیقاتی رو که برام میارن رو این جا به ثبت می رسونم که هم خودم بهش در هر مکانی دسترسی داشته باشم و هم شما دوستان ازش استفاده ببرید .
اگر نکته و نظری دارید ، خوشحال می شم باهام درمیون بزارید . من همیشه پاسخگو خواهم بود :)

طبقه بندی موضوعی

۱۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

۳۰
فروردين

v     ترکیه به کدام کشور ها و دریا ها دسترسی دارد؟ افغانستان چطور؟
ترکیه درشرق با کشورهای ایران، جمهوری آذربایجان (نخجوان)، ارمنستان، و گرجستان؛ در جنوب شرقی با عراق و سوریه؛ و در شمال غربی (بخش اروپایی) با بلغارستان و یونان همسایه است. همچنین ترکیه از شمال با دریای سیاه، از غرب با دو دریای کوچک مرمره و اژه، و از جنوب غرب بادریای مدیترانه مرز آبی دارد. دو تنگهٔ راهبردی بسفر و داردانل نیز در اختیار ترکیه است.
افغانستان به دریا راه ندارد 
همسایگان افغانستان، پاکستان در جنوب و شرق، ایران در غرب،تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان در شمال و چین در شمال شرقی هستند.

v     به نظر شما کدام کشور موقعیت مکانی بهتری دارد؟ چرا؟ دلیل بیاورید.
ترکیه زیرا به چهار دریا دسترسی دارد.

v      آب و هوا ترکیه و افغانستان را با هم مقایسه کنید. 
ترکیه بیشتر آب و هوای سرد و کوهستانی دارد زیرا بر روی فلات آناتولی قرار دارد .ترکیه در قسمت سواحل از آب و هوای ملایم و مرطوب بر خوردار است .
امّا افغانستان زمستان های سرد و تابستان های گرم(قاره ای) دارد.

v      جمعیت ترکیه و افغانستان را با هم مقایسه کنید.
ترکیه 74،93 میلیون جمیعت دارد که 65 درصد آن ها شهر نشین هستند .
افغانستان30،55 میلیون نفر جمیعت دارد که کمی بیش از 21 درصد آن ها شهر نشین هستند.

v      از نظر فرهنگی ( دین ، زبان، بناهای تاریخی )ترکیه و افغانستان را با هم مقایسه کنید:
دین رسمی هر دو کشور اسلام است 
زبان مردم ترکیه ، ترکی استانبولی و زبان مردم افغانستان فارسی دری و پشتو است .
از بناهای تاریخی ترکیه مسجد ایا صوفیه و مسجد سلطان احمد را می توان نام برد 
از بناهای تاریخی افغانستان مسجد آبی در مزار شریف و درّه ی بامیان و مناره ی جم را می توان نام برد.

v      چرا با آن که در افغانستان بناها تاریخی و مکان ها ی دیدنی وجود دارد، در این کشور گردشگری رونقی ندارد؟
زیرا حدوداً از سی سال پیش تا به حال مردم افغانستان جنگ های زیادی را دیده اند .ابتدا اشغال افغانستان توسط شوروی سابق سپس جنگ های داخلی و بعد ظهور طالبان و در ادامه اشغال شدن توسط نیروهای آمریکایی که با عث شده این کشور امنیت و ثبات اقتصادی نداشته باشد .

v    چرا عده ا ی از مردم کشور افغانستان به کشورهای دیگر از جمله ایران مهاجرت کرده اند؟ شما برای مردم افغانستان چه آرزویی دارید؟
سالهای طولانی جنگ و نبود امنیت و از بین رفتن زیر بناهای اقتصادی این کشور باعث شده 
که بسیاری از مردم این کشور برای یافتن کار وزندگی بهتر به کشور های همسایه مهاجرت کنند
مسلماً مردم افغانستان آرزوی آزادی و آبادی کشور خود را دارند .

۲۹
فروردين

همفکری کنید و ده شغل را که با دریا سرو کار دارد ، فهرست کنید و بنویسید.

ماهی گیری ، قایق رانی ، کشتی سازی ، ملوانی ، کنسرو سازی ، غوّاصی ، کاردرسکوهای نفتی ، کار در سازمان شیلات ، آموزش شنا ، کار در سازمان بنادر وکشتیرانی ، بارگیری و بار اندازی کالاهای کشتی ها ، انبارداری در بنادر و

 


 

به این دو تصویر توجه کنید و بگویید هر کی از این سازمان ها در کدام اموردریایی فعالیت می کنند ؟

سازمان شیلات جمهوری اسلامی ایران در امور مربوط به ماهی گیری و صیّادی دردریا ( صید مرجان ، مروارید ) خرید کشتی های ماهی گیری ، آموزش ماهی‌گیران  و امور مربوط به قایق های ماهی گیری ، تولید کنسرو و فعالیت می کند.

سازمان بنادر و کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران در اموری چون پاکسازی ولایروبی بنادر ، احداث اسکله حمل و نقل کشتی ها و فعالیت می کند.                                    

          

۲۹
فروردين

سلام و احوالپرسی به سه زبان ایتالیایی ، آلمانی و فرانسوی :

 

ایتالیایی

Ciao!

سلام!

Buongiorno!

صبح به خیر!

Benvenuto!/ Benvenuta! (خانم)

خوش آمدید!

Come stai?/ Come state (مودبانه)?

حالت چطوره؟

Bene, grazie!

خوبم، ممنون!

e tu? e lei? (مودبانه)

شما خوب هستید؟

Bene/ così e così.

خوبم/ بد نیستم.

Grazie (molto)!

(خیلی) ممنون!

Mi sei mancato molto!

دلم برات تنگ شده بود!

che c'è di nuovo?

چه خبر؟

Non molto

خبری نیست (سلامتی)

A dopo

فعلا (بعدا می بینمت)

Arrivederci!

خدا نگهدار

 

آلمانی :

Hallo Anna.                                                    سلام آنا

Guten Tag Frau Strauss.                              روز بخیر خانم اشترواس

Guten Tag Herr Schmidt.                            روز بخیر آقای اشمیت

Hallo, ich heiße Ali. Wie heißt du?            سلام، اسم من علی است. اسم تو چیست

 

Mein Name ist Martin.                                  اسم من مارتین است

 

Wie geht es Ihnen?                                      حال شما چطوره؟

Gut, danke. Und Ihnen?                               خوبم، متشکرم. حال شما چطوره؟

Auch gut. Danke.                                              من هم خوبم، متشکرم.

Heißt du Maria?                                                  اسم تو ماریاست؟

 

Nein, ich heiße Tina.                                          نه، اسم من تیناست

 

Das ist Sarah.                                                         این سارا است

Hallo Sarah, freut mich.                                      سلام سارا، خوشبختم

Bis bald.                                                                تا بعد / بزودی می بینمت

 

فرانسوی 

DominiqueBonjour.         سلام

 PatBonjour.سلام

 DominiqueComment ça va ?حالتون چطوره (چطور میگذره)

 PatÇa va très bien, merci. Et vous ?خیلی خوب، ممنون. شما چطورید؟

 DominiqueÇa va, merci. Comment vous appelez-vous ?خوبم. مرسی. اسم شما چیه؟

 PatJe m'appelle Pat. Et vous ? ?اسم من پته. شما چطور ؟

 DominiqueJe m'appelle Dominique.اسم من دومنیکه.

 PatEnchanté(e), Dominique.خوشوقتم، دومنیک.

 DominiqueEnchanté(e), Pat.خوشوقتم، پت.

 PatEt vous venez d'où, Dominique?اهل کجائید، دومنیک

 DominiqueJe viens de France. Je suis français(e).من از فرانسه ام. فرانسوی هستم.

 PatAh, vous êtes français(e). Je viens des États-Unis. Je suis américain(e).  

آه، شما فرانسوی هستید. من از ایالات متحده هستم. من آمریکائی هستم.

PatAh, vous êtes professeur d'anglais ? Vous parlez anglais

 ?آه، شما یه معلم انگلیسی هستید؟ شما انگلیسی حرف میزنید؟

DominiqueOui. Et vous parlez français ?بله، شما هم فرانسه صحبت میکنید؟

PatOui. Un petit peu.بله، یه کمی.

DominiqueOK. Je vais chez moi maintenant.بسیار خب، من حالادارم میرم خونه.

PatOK. Moi, aussi. Au revoir. Bonne journée.خوبه، منم همینطور. خداحافظ. روز به خیر DominiqueAu revoir. Bonne journée.خداحافظ. روز بخیر.

۲۹
فروردين

سید محمد حسینی بهشتی , روحانی مؤثر در انقلاب اسلامی ایران

بهشتی در حوزه علمیه قم شاگرد علمایی مانند بروجردی، امام خمینی، محقق داماد و علامه طباطبائی و از معدود  روحانیانی بود که در آن روزگار در دانشگاه نیز تحصیل کرد و با زبان‌های انگلیسی و آلمانی آشنایی داشت. او از بنیان‌گذران و اساتید مدرسه علمیه حقانی است که دروس دینی را به روش‌های جدیدتر آموزش می‌داد و دبیرستان دین و دانش را نیز با هدف تقویت علمی جوانان مذهبی تاسیس کرد.

بهشتی از مخالفان نظام سلطنتی پهلوی حاکم بر ایران بود و علیه آن مبارزه سیاسی می‌کرد به همین دلیل مدتی از ایران خارج شد. او در این مدت مرکز اسلامی هامبورگ در آلمان فعالیت می‌کرد. در سال ۱۳۴۹ به  ایران بازگشت و بر فعالیت‌های فرهنگی از جمله تدوین کتب درسی دانش‌آموزان متمرکز شد. در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران از سوی رهبری انقلاب به عنوان یکی از اعضای شورای انقلاب انتخاب شد و بعد از پیروزی نیز از موثرترین افراد در تنظیم قانون اساسی بود. او نخستین رئیس قوه قضائیه در جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود.

بهشتی بعد از تشکیل جامعه روحانیت مبارز تهران با همکاری دوستانش حزب جمهوری اسلامی را تشکیل داد و نخستین دبیر کل آن شد. او سرانجام در دفتر مرکزی همان حزب و در یک عملیات تروریستی در ۷ تیر ۱۳۶۰ش به همراه ۷۲ تن دیگر به شهادت رسید.

بهشتی در مسائل مختلف دینی صاحب نظر بود و گاه نیز مواضعی متفاوت از سایر روحانیان داشت، چنان‌که در دهه ۱۳۵۰ شمسی از علی شریعتی در مقابل حملات حوزویان دفاع کرد. از او آثار چندی منتشر شده است که بخش مهمی از آن‌ها حاصل سخنرانی‌های اوست.

شهید مظلوم آیت الله بهشتی در پرتو جامعیت بی نظیری که داشت توانست علیرغم همه فشارهائی که بر او وارد می شد در مدت کوتاهی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی فرصت خدمت به اسلام و ملت را یافته بود، بزرگترین خدمات را به انقلاب اسلامی بعمل آورد.

شهید بهشتی توانست همزمان با دروس حوزه، دوره لیسانس دانشکده الهیات و معارف اسلامی و دوره دکترای این دانشکده را به پایان برساند. ایشان علاوه بر تدریس در دبیرستان‌ها(قم )، دبیرستان دین و دانش قم را پایه‌ریزی کرد. از جمله خدمات فرهنگی ارزنده این شهید، می‌توان از ایجاد امکانات آموزش زبان و علوم روز برای طلاب حوزه علمیة قم نام برد. همچنین کانون اسلامی دانش‌آموزان و فرهنگیان قم را پایه‌گذاری کرد. شهید بهشتی در سال 1342، مدرسه علمیّه حقانی را تأسیس کرد و به کمک جمعی از فضلای حوزه اقدام به تشکیل گروه تحقیقاتی پیرامون حکومت در اسلام نمود.


شهید بهشتی پس از آنکه به آلمان عزیمت کرد توانست در آنجا علاوه بر یک سلسله آموزش‌ها و حرکت‌ها که به طور طبیعی ناشی از اصالت فکری و عمق مغز ایدئولوژیک وی بود، به بنیانگذاری گروه فارسی زبان در انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا اقدام نماید. کنفرانس‌های آموزشی و آگاهی‌دهنده‌ای را که از سال 1344 تا 1349، در مجامع دانشگاهی و کلیسایی آلمان برگزار می‌کرد، از جمله اصیل‌ترین فعالیت‌های اسلامی وی به حساب می‌آید.

شهید بهشتی در سال 1349، به تهران بازگشت و جلسات تفسیر قرآن را ایجاد کرد و با همکاری شهید دکتر باهنر و دیگران مشغول تهیه کتب تعلیمات دینی دبیرستانی شدند. در آذرماه 1357، تلاش گسترده‌ای جهت ایجاد تشکیلات ظاهری روحانیت مبارز تهران به اتفاق شهید استاد مطهری و شهید دکتر محمد مفتح و آیات عظام مهدوی کنی و امامی کاشانی آغاز کرد و جمعی دیگر از علمای مبارز در سراسر ایران به عنوان یک هسته اساسی از آن حمایت نمودند و سرانجام جامعه روحانیت مبارز را تأسیس کردند و حضرات آیات عظام سیّدعلی خامنه‌ای، مشکینی، ربانی املشی، واعظ طبسی و هاشمی‌نژاد نیز به آن پیوستند. بویژه از آغاز قیام امام خمینی (س) در سال 1341، به همکاری با جمعیت‌های مؤتلفه اسلامی برخاست و به عضویت شورای روحانیت آن انتخاب گردید.

شهید بهشتی پس از پیروزی انقلاب:

شهید مظلوم آیت الله بهشتی در پرتو جامعیت بی نظیری که داشت توانست علیرغم همه فشارهائی که بر او وارد می شد در مدت کوتاهی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی فرصت خدمت به اسلام و ملت را یافته بود، بزرگترین خدمات را به انقلاب اسلامی بعمل آورد و آثار ارزشمندی از خود بجا گذاشت که از جمله عوامل تضمین کننده راه آینده این حرکت عظیم اسلامی می باشند.

حضور فعال و موثر در شورای انقلاب اسلامی و تلاش مستمر برای جلوگیری از انحراف این شورا توسط غرب باوران، مدیریت مجلس خبرگان قانون اساسی و تنظیم قانون اساسی جمهوری اسلامی که اساس و پایه نظام موجود است، ایفای نقش حیاتی از طریق حزب جمهوری اسلامی در تشکیل مجلس شورای اسلامی اول از اکثریت معتقد به خط اصیل اسلام، تلاش پی گیر برای ریختن شالوده ای اسلامی جهت ایجاد یک دستگاه فضائی اسلامی و مستقل و پیاده کردن احکام اسلام، کوشش مستمر برای تشکیل دولت مکتبی شهید رجائی و مبارزات اصولی با جریان آمریکائی که بنی صدر در راس آن قرار داشت تا برکناری بنی صدر از ریاست جمهوری که به معنای انزوای کامل گرایشات آمریکائی و غربی در انقلاب بود از خدمات فراموش نشدنی شهید مظلوم آیت الله بهشتی است که برکات آن برای همیشه همراه با تاریخ انقلاب شکوهمند اسلامی باقی خواهد ماند و هر چه زمان بگذرد بارورتر خواهد شد.

۲۹
فروردين

شهید مفتح :

با آغاز نهضت اسلام به رهبری امام خمینی در سال 1341، شاگردان مکتب ایشان به تبعیت از استادشان وارد صحنه ی مبارزه شدند. دکتر مفتح با سفرهایی که به نواحی مختلف جهت سخنرانی می نمود، مردم مسلمان را به وظایف دینی و سیاسی آگاه می کرد. با دستگیری و تبعید امام خمینی، مبارزه متوقف نگردید؛ بلکه به تأثیر از جو خفقان ایجاد شده، تاکتیک مبارزات تغییر کرد. در این رویکرد شاگردان امام ضمن مبارزه ی سیاسی به بستر سازی فکری و فرهنگی به منزله ی یک اقدام انقلابی توجه خاصی ورزیدند .

آیت الله مفتح علاوه بر حضور قوی در صحنه ی مبارزات ضد حکومت، دارای سوابق قابل توجه فرهنگی بود. تدریس در دبیرستان دین و دانش که راه و روش جدیدی را در پیش گرفته بود و هم گامی با مؤسسان اندیشمند آن، چون دکتر بهشتی و آیت الله حائری تهرانی و نیز تشکیل کانون دانش آموزان و فرهنگیان قم، از آن جمله است. تأسیس مجمع اسلام شناسی برای پژوهش در مسائل بنیادی اسلامی و انتشار چندین جلد کتاب از این مجموعه، تحت نظارت دکتر مفتح از فعالیت های مهم فرهنگی اسلامی نیروهای مذهبی به شمار می رود. گردانندگان این مجموعه، متفکران و نویسندگانی در حوزه ی مطالعات اسلامی بودند که در دو سو مشغول مبارزه‌ی قلمی بودند؛ نخست در مقابل استعمار فرهنگی غربی حاکم بر جامعه و دیگری اصلاح اندیشه های انعطاف ناپذیر برخی اقشار متحجر مذهبی که خود از عوامل رویگردانی افراد بسیاری ازدین و مذهب بودند. در این مبارزه ی پردامنه ی فکری و فرهنگی، لازم بود هم آشنایی و تسلط کامل بر اسلام و معارف حقه‌ی شیعه در حوزه های علمیه حاصل گردد و هم با اندیشه های جدید موجود در دانشگاه‌ها آشنا شود. شناخت اسلام راستین و ناب از یک سو برای زدودن خرافات و پیرایه های بی پایه در میان اقشار مذهبی و از سوی دیگر برای ارایه در مجامع دانشگاهی ضرورت داشت .

 محدودیت روزافزون فعالیت های تبلیغی و ارشادی، طی سال های بعد از تبعید امام، آیت الله مفتح را مجبور کرد در فعالیت های خود خط مشی جدیدی را اتخاذ نماید، زیرا در سال 1351 توسط ساواک ممنوع المنبر گردیده بود. تمرکز بر فعالیت های آموزشی در دانشکده ی الهیات و معارف اسلامی، اقامه ی نماز در مسجد دانشگاه تهران، راهنمایی دانشجویان مقاطع مختلف از جمله ی این خط مشی ها بود. 

هماهنگی هایی که از سالیان قبل بین روحانیون انقلابی وجود داشت، در این سال، تشکیلاتی را به نام (( جامعه ی روحانیت مبارز)) به وجود آورد تا نهضت را برای حصول پیروزی سازمان دهی و هدایت نماید. آیت الله مفتح در کنار استاد مطهری و آیت الله بهشتی از اعضای مؤسس و اصلی و سخن گو و اولین دبیرکل این تشکیلات بود.

 در تشکیل کمیته برای استقبال از امام خمینی او حضور فعال داشت. پیروزی انقلاب اسلامی، نیروهای انقلابی را با چالش های جدیدی رو به رو ساخت. تأسیس نظام جدید بر ویرانه های نظام شاهنشاهی و مشکلات ناشی از این انقلاب و دگرگونی، اندک نبود . تأسیس نهادهای انقلابی برای سر و سامان دادن به وضعیت نابسامان و مقابله با جریان های ضد انقلاب، از اولین ضرورت های کشور بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسجد قبا با توجه به سوابق سازماندهی و هدایت در دوران انقلاب از اولین مساجد تهران بود که تشکیل کمیته ی انقلاب اسلامی را در خود شاهد بود. 

 در کنار مشاغل و گرفتاری های مسئولیت کمیته ی مسجد قبا، آیت الله مفتح، قسمت عمده ی وقت و انرژی خود را صرف دانشکده ی الهیات و دانشجویان می نمود. پی ریزی یک نظام بر اساس آرمان های اسلامی و انسانی، تلاش مضاعفی را طلب می کرد، به ویژه آن که، فعالیت گروه های چپ در دانشگاه ها ضرورت توجه به نسل جوان دانشگاهی را برای رهبران فکری و فرهنگی انقلا ب اسلامی چند برابر می کرد. 

 تلاش برای نزدیکی قشر دانشگاهی به قشر روحانی و بالعکس، دو گروه مهم و سازنده ی کشور، چه در دوره ی قبل از پیروزی و چه بعد از آن ، از ویژگی های قابل مشاهده دکتر مفتح است. او که در حوزه ی علمیه به درجه ی اجتهاد در استنباط احکام شرعی و فقهی رسیده بود، در عین حال با گذاشتن قدم به دانشگاه، تحصیلات آکادمیک را هم در عالی ترین سطح کسب کرده بود. بعد از انقلاب، اولین قدم های اساسی و اصولی برای ایجاد وحدت در این دو قشر توسط او برداشته شد.

 آن چه در سراسر زندگی این رادمرد شهید می توان به خوبی یافت ، اخلاص و عمل بر طبق و وظیفه ی الهی و نیز مبارزه ی سرسختانه و مستمر با رژیم طاغوتی بر همان مبنای انجام وظیفه ی الهی خود می باشد و مبارزاتی که با گوشه هایی از آن در این کتاب آشنا شدید.

او پس از یک عمر مبارزه ی خستگی ناپذیر با رژیم شاه و طراحی و راه اندازی راهپیمایی های میلیونی، نقش بسیار چشم گیری در اوج گیری پیروزی انقلاب اسلامی ایفاد کرد ؛ با پیروزی انقلاب اسلامی ، وظیفه الهی خود را تلاش در سنگر سازندگی فرهنگی، معنوی و اقتصادی میهن اسلامی دانست و در کنار وظایف سنگینی هم چون شورای انقلاب ، کمیته ی انقلاب اسلامی و ... دقت قابل توجهی را به این امر اختصاص داد.

اما دریغ و افسوس که استفاده ی انقلاب از دست پرودگان مکتب روح الله به دست گل چین شوم خوارجیان فرقان، چندان طول نکشید و آیت الله دکتر مفتح هم در مسلخ عشق قربانی دوست شد و به دوست دیرینش آیت الله مرتضی مطهری ملحق شد. با گذشت بیست و پنج سال از شهادت این عزیزان جای خالی آنها در عرصه های علم و دین هر روز بیشتر از پیش احساس می شود .روحشان در محشر با روح امامشان شاد باد .

۲۹
فروردين

فرسایش خاک

فرسایش خاک ازجمله نگرانی های عمده زیست محیطی قرن حاضر است. برپایه برآوردهای انجام شده براثرفرسایش خاک سالیانه چندین میلیون هکتار از اراضی کشاورزی جهان به کام نابودی کشیده می شود. برپایه همین برآورد پیش بینی می شودکه تاسال 2010 میلادی یک سوم تا یک پنجم اراضی کشاورزی براثرفرسایش خاک عقیم وغیراستفاده شوند. فعل وانفعالات فرسایش خاک وجایگزینی تپه های شنی به جای بسترهای حاصلخیز خاک تاسف انگیزاست واین فرآیند باعث مهاجرت هزاران نفرازروستائیان به سمت شهرها می گردد.

v   قطع درختان

هنگامی که پوشش جنگلی براثرقطع بی رویه حالت مناسب وتراکمی خودرا ازدست می دهد .خاک آن منطقه به علت کمبود شاخ وبرگ وفاصله ایجاد شده بین آنها دربرابر باران های شدید ورگبارهای تند بی دفاع مانده ومقاومت خودرا ازدست می دهد وبا کمترین بارش تند،مرگبارترین سیلابها را بهوجود می آورد.

با ازبین رفتن پوشش گیاهی ،باران هایی که برسطح خاک می بارد علاوه برشستن خاک وتبدیل شدن به روان آب توانایی نفوذ به داخل زمین را ازدست می دهد .پیامد بوجود آمدن روان آب وعدم نفوذ آب درخاک،پائین رفتن سفره های آب زیرزمینی است که اصلی ترین منبع آبیاری گیاهان درمناطق خشک است. به مرور زمان آنقدر آب وخاک وجود نخواهدداشت که یک کشاورزبتواند مایحتاج روزانه خودرا به دست آورد.

متاسفانه درکشورما پدیده تخریب جنگل ها روند سریعی را درپیش گرفته است.عریانی بیش ازحد دامنه شمالی کوههای البرزکه درروزگاری نه چندان دورپوشیده ازجنگل وبیشه بوده است اکنون به خاطر بی توجهی  ما انسان ها درمعرض نابودی کامل قرارگرفته وفرسایش خاک،تراکم حرارتی ناشی ازتغییرات جوی ،کاهش رطوبت وازهمه مهمتر تقلیل ونابودی پوشش گیاهی (به علت قطع بی رویه وعدم کاشت همزمان درخت ) ازپیامدهای نامطلوب این بی رحمی انسان نسبت به طبیعت اطراف خود است .

v   چرای دام

چرای مفرط دام اثرات بسـیار مخربـی بر خصوصیات فیزیکی خاک در مراتع ایجاد می کند. این اثرات شـامل فشـردگی بـیش از حـد خاک سطحی، کاهش نفوذ پذیری آب در خاک و ایجاد شـرایط نـا مناسـب رشـد گیاهـان مـی باشد. چرای بی رویه و مفرط و حرکت زیاد دام میزان تاج پوشش را در پایان فصل چرایی که مصادف بـا شـروع بارنـدگی در منطقه است به مقدار بسیار زیاد کاهش می دهد. نتیجه این عمل فشردگی خاک،کاهش میزان تخلخل، قابلیت نفوذ پذیری و بالا رفتن میزان روان آب بوده از طرفی با چرای بـیش از حـد در فصول پاییز و زمستان مقدار ناچیز گیاهان غیر خوشخوراک به جامانده نیز چـرا شـده و درصـد پوشش به شدت تنزل می یابد. چرای دام علاوه بر از بین بردن پوشش های گیاهی نمی گذارد نهالی که تازه کشت یا سبز شده نیز رشد کند و جایگزین پوشش از بین رفته شود به همین دلیل فرسایش خاک رخ می دهد.

v   شخم زدن بی رویه:

شخم زدن در امتداد شیب در اراضی کشاورزی باعث افزایش روان آب و در نهایت افزایش فرسایش و شسته شدن خاک زراعی می‌شود . با کمتر شخم زدن کربن خاک ذخیره می ماند و ذرات خاک بیشتر به هم می چسبند در نتیجه در مقابل باران و باد مقاوم تر است . 

۲۸
فروردين

رئیس سازمان خصوصی سازی از آغاز دریافت شماره حساب شبا از سوی مشمولان سهام عدالت خبر داد و گفت ؛ این شماره از نیمه شب سه شنبه هفته جاری(نخستین دقایق ۳۰ فروردین) قابل ثبت در سامانه است.

میرعلی اشرف عبدالله پوری حسینی در نشست خبری امروز خود با خبرنگاران با تشریح جزئیات مرحله دوم طرح ساماندهی سهام عدالت گفت: شماره حساب از مشمولان دریافت شده و مستقیما سود سهام عدالت، به حساب خود مشمولان واریز می‌شود، لذا مرحله دوم که به توزیع سود سهام عدالت به مشمولان تعلق دارد، با دریافت شماره شبا آغاز شده است.

رئیس سازمان خصوصی سازی افزود: از نیمه شب سه شنبه هفته جاری (30 فروردین ماه) مشمولان باید وارد سامانه شده و شماره شبا خود را ارایه نمایند.

وی با اعلام گزارش عملکرد مرحله اول ساماندهی سهام عدالت گفت: هفده اسفندماه سال ۹۵ آیین رونمایی از سامانه سهام عدالت برگزار شد و از همان روز، پذیرش ۴۹ میلیون نفر سهامدار سهام عدالت آغاز شد. تا به امروز، نزدیک به ۳۰ میلیون مراجعه به سامانه انجام گرفته که حدود ۳.۵ میلیون نفر از این افراد، تکراری است.

رئیس سازمان خصوصی‌سازی افزود: ۵۳ درصد جامعه هدف به صورت اینترنتی با سازمان دولتی در ارتباط هستند.

۲۸
فروردين

خرافات

مقدمه و تعریف :

خرافات سخنان پریشان و نامربوط ، سخنان بیهوده و پریشان که خوش آیند باشند وسخنان خوش پریشان.1-در لغت نامه عمید خرافات جمع خرافه به معنای حدیث باطل ، سخن بیهوده و یاوه2-تعاریفی دیگر از گوشه وکنار جهان از جمله ، خرافات عبارتند از معتقدات ، باورها یاانجام کارهایی که هیچگونه ریشه عقلانی ندارند. خرافات به اسطوره ها و پیشگویی ها مربوط می شوند . خرافات عقاید وباورهای عامه مردم است که ریشه دیرینه دارد . بعضی از معتقدات و آداب و رسوم همگانی مانند اعتقاد به نظر زدن یا اثر طلسم ها در بیشتر دوره های تاریخی و در اکثر نقاط جهان وجود داشته و دارد . پاره ای خرافات هم ممکن است مختص یک کشور ، منطقه یا دهکده ویا حتی گروه و خانواده خاصی باشد . 

ریشه و اساس خرافات :

ریشه و اساس خرافات , عدم دسترسی به واقعیات و ناآگاهی از علل واقعی حوادث می باشد. پیروزی و شکست موفقیت و ناکامی انسان به خدا مربوط است که توسط اعمال انسان رقم می خورد و کارها را به فال نیک گرفتن خوب است موجبات دلگرمی و پیشرفت را فراهم می آورد. در هر صورت نباید به خرافات معتقد باشد.

از نظر روانشناسان ، خرافات در مواقع حساس و لحظه های عدم اطمینان و اعتماد بر آینده بوجود می آیند . مثلاً در ارتباط با مسائلی چون تولد ومرگ و مرض و ... تا از این طریق از اضطراب و تشویش رها شده تسکین خاطری یابند . جادو و جنبل، دعا گرفتن برای علاج بیماران وسیله ای است برای تسکین و احساس آرامش . 

اگر بپذیریم که خرافات عامل کاهش دهنده اضطراب است ، بنابراین روشن می شود که چرا طبقاتی از مردم که مدام در معرض خطر قرار دارند از بقیه مردم خرافی ترند و نیز طبق تحقیقات انجام شده افراد فوق العاده متعصب خرافی ترند . طبقات اجتماعی هر چه پائین تر باشند ، شخص خرافی تر است .اما هر چه تحصیلات عالی تر باشد خرافات کمتر و هر چه هوش بیشتر باشد فرد کمتر خرافی می باشد.

 

علل اینکه چرا خرافات در بین مردم رواج پیدا می کند و عده ای سخت بدان پایبند می گردند متعدد و بیشمار است که به برخی از آنها در ذیل اشاره می شود :

۱-معرفت طلبی و گرایش به علم و آگاهی

۲- گریز از محدودیت و گرایش به قدرت

۳- برتری طلبی یا تمایز جویی

۴-مواجهه با ناکامی در زندگی

۵-جستجوی سعادت

۶-راحت طلبی

۷-اغفال مردم و استخدام آنها برای رسیدن به آمال

۸-ترس و احساس شگفتی از حوادث تصادفی

۹-موقعیت های اجتماعی نامساعد و فشارآور

۱۰- گرایش طبیعی آدمی به پدیده های اعجاب انگیز .

 

هدف از ترویج خرافه پرستی:

1-     خرافه زمینه ساز شرک

 توحید، سنگ زیرین و بنیادی ترین عقائد اسلامی است. برابر مفهوم توحید، خدا، یکتا، دارای همه صفات کمالی، بی مانند، خالق یگانه عالم و بی شریک است و اداره عالم به اراده او صورت می گیرد. توحید در ذات، صفات و افعال. انسان با باورمندی به این اصل والا و پرستش آن ذات بی چون، و در پرستش انبازی برای خدا نگرفتن، به صف موحدان درمی آید. هم در عقیده باید خدا را در ذات، صفات و افعال یگانه بداند و هم در عمل، در برابر ذات بی چون او به کرنش بایستد و بر این مدار به حرکت دربیاید. امام خمینی، باورهای شماری از نحله های اهل حدیث را درباره ذات و صفات خداوند و آفرینش هستی، ناسازگار با اساس تنزه و توحید می داند و بر این نظر است این گونه باورها این اساس را متزلزل می سازند.

2-      وقتی که خرافه و پندارهای غلط و برداشتهای نادرستِ گروه ها و نحله های فکری را به باتلاق شرک فرو می افکند، دیگر حساب توده های مردم روشن است. اینان، هر آن ممکن است به خاطر باور به خرافه ای در لجن زار دوگانه پرستی گرفتار آیند. از جمله خرافه هایی که هر آن ممکن است انسان باورمند به آنها سر از شرک دربیاورد، عبارت اند از:

 باور به بخت و اقبال و یا باور به این که کواکب و ارواح در سرنوشت انسان اثرگذارند، یا مهره ها در زدودن بدفرجامی نقش دارند و یا عدد سیزده نحس است و....

 این باورها، هم با توحید افعالی ناسازگارند و هم با توحید در عبودیت. زیرا باور به بخت و اقبال، جبر و با حکمت خداوند و قانون مند بودن نظامِ هستی ناسازگار است. جهان بر پایه سنتهای حکیمانه بنا شده و خداوند با بستن آویزه ای بر بازو، از سنتهای خود دست نمی کشد. نه کس بی جهت عزیز و سربلند می شود و نه فردی بدون دلیل خوار و زبون می گردد و باور به بخت و اقبال، با اعتقاد به ظالمانه بودن بنای هستی برابر است .

  

 

۲۸
فروردين

لژ بیداری ایران

لژ بیداری اولین لژ فراماسونری منظم و با قاعده در ایران می‌باشد. فرمان تأسیس این لژ در ششم نوامبر۱۹۰۷ صادر شد و به اصطلاح فراماسون‌ها نور از پاریس به تهران آورده شد.سازمان فراماسونری ایران در نخستین دوره حیات خود چهره‌ای کاملا فرانسوی داشت. اگر چه در دوره‌های بعد لژهایی با وابستگی، انگلیسی، امریکایی و آلمانی نیز در ایران تشکیل شد، شکی نیست که نخستین بیگانگان بنیانگذار فراماسونری در ایران فرانسویان هستند. لژ بیداری ‌ایران نیز ماهیتی فرانسوی داشت و به عنوان زیر مجموعه‌ای از لژ شرق ‌اعظم(گرانداوریان) فرانسه کار خود را آغاز کرد. این لژ به عنوان یک لژ پیرامونی کاملاً با لژ مادر هماهنگ بود و به هیچ رو نمی‌توانست عملی را مستقیم و خودخواسته انجام دهد. ورود اعضای جدید به لژ، ارتقاء رتبه، استعفا و یا اخراج اعضا از جمله مواردی بود که قطعا با اجازه و تأیید گرانداوریان ‌فرانسه صورت می‌گرفت.

به دو علت لژ بیداری‌ ایران اهمیت ویژه‌ای دارد: نخست آن‌که لژ مذکور نخستین تشکیلات فرانسوی در ایران بود که ارتباط مستقیم و رسمی با شرق ‌اعظم‌ فرانسه داشت و توسط فراماسونری ‌فرانسه به رسمیت شناخته شده‌بود. در حالی که لژهای پیش از آن، همگی ملهم از تشکیلات لژهای فرانسوی و یا اسکاتلندی بودند و وابستگی رسمی نداشتند. دوم این‌که تأسیس رسمی لژ بیداری ایران به سال 1907 م باز می‌گردد، یعنی هم زمان با تحولات نهضت مشروطیت در ایران. عضویت برخی از انقلابیون و مشروطه خواهان در این لژ، حکایت از اهمیت و تأثیر لژ بیداری در تحولات این دوره دارد.

تاریخچه و زمینه‌های شکل گیری لژ بیداری

در اواخر 1906 م، حدود ده نفر از فراماسونرهای ایرانی و فرانسوی عضو لژهای ‌فرانسوی تصمیم به ایجاد لژی در تهران گرفتند. دربارۀ تاریخ دقیق تأسیس آن، نظریات مختلفی ابراز شده است، اما بایگانی شرق اعظم در پاریس اعلام می‌دارد که یک لژ موقتی در 1906 م در تهران تأسیس شد و در 6 نوامبر 1907 از سوی شرق‌ اعظم به رسمیت شناخته و سند شناسایی رسمی آن در 21 نوامبر به تهران ارسال شد. که می‌توان دلایل زیر را برای شکل گیری و در مرحله بعد ثبات لژ بیداری در ایران برشمرد.

1-    وجود حکومت ‌استبدادی و رواج اختناق در کشور که مانع بروزحرکت‌های سیاسی به شکل معقول و منطقی می‌شد.

2-     رواج افکار ترقی‌جویانه و آزادی‌خواهانه در میان روشنفکرانی که با تمدن ‌غربی آشنایی یافته‌بودند.

3-     رواج فعالیت‌های سیاسی مخفی در قالب انجمن‌ها و کمیته‌های پنهانی به واسطه نبود امنیت برای فعالیت‌های سیاسی و اصلاح طلبانه.

4-     بی‌توجهی روشنفکران ‌ایرانی به رویۀ استعماری تمدن ‌غرب و تلاش ایشان برای نزدیکی هر چه بیشتر به این تمدن تا حد تحلیل رفتن در آن.

5-     ترویج فعالیت‌های ماسونی و شبه ماسونی از سوی افرادی چون میرزاملکم‌خان ‌ناظم‌الدوله، عباسقلی‌خان آدمیت، و...

6-      سود جستن ماسونهای ایرانی از گرایش مردم ایران به اعتقادات طریقتی و تصوف با توجه به شباهت‌های موجود میان آیین‌های ماسونی و طریقتی که تشکیل انجمن ‌اخوت نمونه چنین حرکتی است.

7-     ضعف روزافزون حکومت قاجار در آغاز قرن ‌بیستم و کمرنگ شدن تسلط دولت بر تمام شئون جامعه.

8-     گسترش روزافزون نفوذ فرهنگی دولت ‌فرانسه در تمام کشور.

9-     گسترش فعالیت‌های کمیتۀ‌ جهانی‌ یهود در ایران که همدوش با نفوذ فرهنگی فرانسه صورت می‌گرفت.

10-                        رواج افکار غیردینی(لائیک): جهان ‌وطنی ودر عین حال باستان گرایانه در میان روشنفکران ‌ایرانی که نمونه آنها را در آثار افرادی چون فتحعلی ‌آخوند‌زاده و...می‌توان دید.

11-                         زیاد شدن تعداد آن دسته از ماسون‌های ‌ایرانی که در لژهای خارج از کشور به مسلک فراماسونری درآمده و به مدارج استادی رسیده بودند.

12-                        ارائه یک هویت فرانسوی به لژ بیداری ایران به جای هویت انگلیسی که ورود به آن را برای روشنفکران ‌ایرانی راحت‌تر می‌کرد.

13-                         ناسالم بودن نظام ارتقاء طبقات اجتماعی در کشور، و نحوۀ اعطای مشاغل و مناصب دولتی که موجب مِی‌شد افراد با طمع ملی مدارج ترقی وارد لژ بشوند تا از مزایای وابستگی به گروه‌های صاحب نفوذ بهره‌مندگردند.

نقش لژ بیداری ایران در دستگاههای دولتی

لژ بیداری ایران در بسیاری از دستگاههای دولتی کشور از نفوذ و قدرت عمل بالایی برخوردار بوده است. بسیاری از رؤسای دولت در این لژ عضو بوده‌اند و وزارت‌خانه‌های متعددی زیر نظر وزرای ماسون اداره شده است. در این میان دو وزارت خانه امور خارجه و عدلیه تقریبا همیشه زیر نظر وزرای ماسون اداره شده است. به عنوان مثال می‌توان به استخدام "آدولف پرنی" دادیار دادستان پاریس به عنوان مستشار وزارت عدلیه اشاره کرد که با تقاضای حسن پیرنیا (وزیر عدلیه) و حمایت گرانداوریان فرانسه صورت گرفت. که پرنی به همراه حسن پیرنیا، محمد علی فروغی و سید نصر‌الله تقوی آیین دادرسی و جزایی ایران را در 506 ماده تهیه کردند که این امر بیانگر نفوذ بالای افراد عضو لژ بیداری در شئون مملکتی است. همچنین نگاه به ترکیب کلی کابینه‌هایی که هم زمان با حیات لژ بیداری ایران فعالیت کرده‌اند مؤید این ادعاست. علاوه بر این شواهدی زیادی در دست است که مطابق آن لژ بیداری ایران در تعیین حکام و مأموران دولتی ولایات نیز تأثیر فراوانی داشته است که از جمله دیگر تأثیرات لژ بیداری می‌توان به  تدوین قانون اساسی مشروطه و منحرف کردن مسیر نهضت مشروطه اشاره کرد.

انحلال لژ بیداری ایران

بر اساس اسناد و مدارک فعالیت لژ بیداری ایران تا اواخر سال 1914 م محرز است. اما اگر در پی تاریخ انحلال لژ باشیم، تعیین دقیق آن مشکل است. ولی با وجود اسناد و مدارک می‌توان حدس زد که این واقعه در اواسط سال 1915 م(اوایل 1334 ق) روی داده باشد.

اصلی ترین دلیل انحلال لژ را نیز باید وقوع جنگ جهانی اول دانست یا اشغال خاک فرانسه فعالیت گرانداوریان عملاً تعطیل شد و اعضای اصلی آن پراکنده شدند.

قطع ارتباط با لژ مادر بزرگترین ضربه بر پیکر لژ بیداری ایران بود. گسترش دامنۀ جنگ، ایران را نیز بی نصیب نگذاشت. علیرغم اعلام بی طرفی از سوی دولت ایران، دول متفقین و آلمان و متحدانش هر یک از سویی به منظور جلب همکاری ایران و استفاده از امکانات این کشور در جنگ فشارهای خود را بر دولت ایران افزایش می‌دادند. و در این میان بی مهاباترین دولت بیگانه، یعنی روسیه خاک ایران را برای چندمین بار مورد تجاوز قرار داد. این وقایع جملگی به زدوخوردهای داخلی و مهاجرت سیاسیون ایران، که ماسون‌ها بخش مهمی از ایشان را تشکیل می‌دادند،به قم، کرمانشاه و استامبول منجر شد و بدین ترتیب حلقه ماسون‌های ایرانی از هم پاشید و نخستین لژ فراماسونری رسمی در ایران منحل شد.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که با آغاز جنگ جهانی اول لژ بیداری ایران در یک روند استهلاکی وارد شد و فعالیت آن اندک اندک رو به ضعف گذاشت و در نهایت به تعطیلی انجامید. به احتمال زیاد همزمان با شروع نخستین حرکت‌های مهاجرت در محرم 1334ق(نوامبر 1915) لژ بیداری ایران عملاً منحل شده بوده است. طولانی شدن جنگ و دور ماندن برخی مهره‌های اصلی لژ از پایتخت، موجب شد که لژ بیداری ایران امکان شکل گیری مجدد نیابد. سرنوشت فراماسونری نوپای ایران حکم می‌کرد که این سازمان حیات خود را در قالب لژهایی دیگر که هر یک ویژگی‌های خاص خود را داشتند، ادامه دهد.

 

 


 

لژ و مجمع آدمیت

پس از کشته شدن ناصرالدین شاه به ضرب گلوله‌ی یکی از شاگردان سید جمال الدین، مظفرالدین شاه جایگزین وی شد. مظفرالدین شاه از همان اول حکومت، سیاست‌های اقتصادی غیر مردمی در پیش گرفت که این خود باعث تزلزل حکومتش می‌شد .

او تعرفه‌های بازرگانان داخلی را بالا برد ، مستمری درباریان و علما را کاهش داد و از کنترل شدید بر موقوفات خبر داد ، اوهم‌چنین قرارداد دادرسی را امضا کرد و مبالغ بسیاری از بیگانگان استقراض کرد . هم‌زمان با این  سیاست‌ها وی در زمینه‌های آزادی‌های لیبرالی نیز فعال بود به طوری که  او مرزهای کشور را به روی روزنامه‌های لیبرالی مانند حبل المتین و پرورش که در کلکته و قاهره منتشر می‌شد باز کرد ؛ هم‌چنین ممنوعیت مسافرت را از میان برداشت ؛ ملکم را به مقام سفیر ایران در رم گمارد ؛ و مهم‌تر از همه این که تشکیل انجمن‌های صنفی وآموزشی را تشویق کرد.

خیلی جالب به نظر می‌رسد که مظفرالدین شاه از یک سو به سیاست‌هایی در جنبه‌ی اقتصاد روی می‌آورد که به قدرتمند شدن هر چه بیشتر حکومت کمک می‌کند و از طرف دیگر به سیاست‌های فضای باز وایجاد نهادهای سیاسی لیبرالی روی می‌آورد . به نظر می‌رسد این سیاست دوگانه را به این خاطر مظفرالدین شاه در پیش گرفت که مخالفت مردم را فرو نشاند اما این سیاست‌ها بیشتر روشنفکران را به ایجاد سازمان‌های سیاسی و اجتماعی ترغیب کرد. یکی از این سازمان‌ها که در انقلاب مشروطه نیز نقش مهمی داشت "مجمع آدمیت" بود. این مجمع در واقع همان ادامه‌ی روند فعالیت فراموش‌خانه‌ی ملکم خان است. جامع آدمیت در واقع یکی از نخستین گروه‌های سازمان‌یافته‌ای است که شعار محدودیت قدرت سلطنت را مطرح کرد و پارلمان را برای ایران رهایی­بخش دانست.

این مجمع از تشکیلات شبه فراماسونری در ایران بود. رهبری این مجمع در بدو تاسیس با عباس قلی خان قزوینی بود که بعدها به آدمیت معروف شد. وی از ارادتمندان میرزا ملکم خان بود. وی پدر فریدون آدمیت مورخ معروف تاریخ جنبش مشروطه بود. فریدون آدمیت در مورد اهداف اصلی این گروه می‌نویسد :«مجمع سه هدف اصلی داشت: به کار بردن مهندسی اجتماعی برای دستیابی به توسعه‌ی ملی ؛ دستیابی به  برابری در حقوق برای همگان بدون در نظر گرفتن اصل و نصب و مذهب به منظور حفظ و تضمین شأن و منزلت همه شهروندان .»

اعضای اصلی این گروه را کارمندان عالی رتبه‌ی دولتی تشکیل می‌دادند چرا که صحبت از آزادی و برابری و اصطلاحاتی از جمله مهندسی اجتماعی برای آن‌ها که از ساختار نابرابر حکومت رنج می‌بردند بسیار جذاب‌تر بود . این گروه به تقلید از انجمن‌های فراماسونری رازداری تشریفاتی داشت و در فعالیت‌های روز مره اش بسیار محتاط عمل می‌نمود.

انجمن آدمیت توانست افراد با نفوذی را از حکومت قاجار به خود جذب کند که فعالیت‌های این انجمن مصادف شد با روی کار آمدن مظفرالدین شاه. بعد از به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه عباس قلی خان رهبر انجمن خانه نشین شد و به لژهای دیگر که با اروپا در ارتباط بودند به دلیل ملی گرایی نپیوست و خانه نشینی را ترجیح داد.

۲۸
فروردين

بسیاری‌ از مردم‌، آثاری‌ چون‌ دیوار چین ‌، تاج‌محلو تخت‌ جمشید را به‌ عنوان‌ عجایب‌ هفتگانه‌جهان‌ می‌شناسند، اما این‌ آثار که‌ بسیار زیبا وکم‌نظیر هستند، در فهرست‌ عجایب‌ هفتگانه‌ جهان‌قرار ندارند. فهرستی‌ که‌ در روزگار باستان‌ تعیین‌شده‌ و پس‌ از آن‌ نیز توسط باستان‌شناسان و هنرشناسان تایید شده‌ است‌ و جز عجایب‌هفت‌گانه‌ هستند، به‌ این‌ شرح‌ می‌باشد

·         اهرام‌ مصر، در مصر

·         باغ‌های‌ معلق‌ بابل‌، در عراق‌

·         مجسمه‌ زئوس‌، در المپیا

·         معبد آرتمیس‌، در افسوس‌

·         مقبره‌ ماسولوس‌، در هالیکارناسوس‌

·         مجسمه‌ عظیم‌ رودس‌، در یونان‌

·         برج‌ دریایی‌ اسکندریه‌، به‌ در جزیره‌ فاروس‌


هرم‌ خوفو: 

این‌ بنا که‌ قدیمی‌ترین‌ و بزرگترین‌ بنا در بین‌عجایب‌ هفتگانه‌ می‌باشد، تنها بنایی‌ است‌ که‌ درحال‌ حاضر وجود دارد. هرم‌ خوفو در 2600 سال‌ قبل‌ از میلاد ساخته‌شده‌ است‌. این‌ هرمبلندترین‌ بنای‌ ساخته‌ دست‌بشر تا سال‌ 1889 می‌باشد. بیشترسنگ‌های‌ تشکیل‌ دهنده‌ این‌ بنا، سنگ‌های‌عظیمی‌ است‌ که‌ امروز تنها با تریلرهای‌ بسیاربزرگ‌ قابل‌ حمل‌ است‌.

 

رودس‌ یونانی‌: 

مجسمه‌ عظیم‌ الجثه‌ رودس‌ در یونانیکی‌ دیگر ازعجایب‌ زیبایی‌ جهان‌ بشمار می‌رود. ارتفاع‌ این‌مجسمه‌، یک‌ شاهکار برجسته‌ معماریبود که‌برروی‌ جزیره‌ رودس‌در حدود 280 سال‌ قبل‌از میلاد ساخته‌ شده‌ بود. به‌ گفته‌ کارشناسان‌فرهنگی‌، احتمالا این‌ مجسمه‌ در نزدیکی‌ در ورودی‌ لنگرگاهی‌ بنا شده‌ بوده‌ و پاهای‌ مجسمه‌در دو طرف‌ قرار داشته‌ است‌; به‌طوری‌ که‌کشتی‌ها از میان‌ پاهای‌ آن‌ عبورمی‌کرده‌اند.

 

آرتمیس‌ ترک‌: 

معبد آرتمیس‌ در افوسوس‌ ترکیهمی‌باشد. این‌بنا با داشتن‌ 100 ستون‌ مرمری‌ زیبا که‌ ارتفاع‌ هرکدام‌ از آنها به‌ 15 متر می‌رسید، یکی‌ از عجایب‌هفتگانه‌ به‌ حساب‌ می‌آید. این‌ معبد، فضایی‌ را احاطه‌ می‌کرد که‌ تقریبا چند برابر وسعتآکروپلیسدر آتنبود. در این‌ معبد، حوادث‌زیادی‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌. این‌ بنا در 600 سال‌پیش‌ از میلاد ساخته‌ و در 550 سال‌ پس‌ از میلاددر آتش‌ سوخت‌; سپس‌ مجددا به‌ صورت‌ زیباتر وعظیم‌تر باز سازی‌ شد. این‌ بنا بار دیگر برای‌ دومین‌بار دچار حریق‌ شد

 

زئوس‌ یونانی‌: 

مجسمه‌ زئوس‌ در المپیای‌ یونان‌ است‌ و یکی‌ ازعظیم‌ترین‌ مجسمه‌های‌ جهان‌ به‌ شمار می‌رود.این‌ اثر در450 سال‌ قبل‌ از میلاد توسط مجسمه‌ساز معروفی‌ به‌ نام‌ «فیدیاس‌» ساخته‌ شد.ارتفاع‌ مجسمه‌ «زئوس‌» در حدود 12 متر است‌.«فیدیاس‌» با ساخت‌ این‌ مجسمه‌ بلند می‌خواست‌اقتدار و نیرومندی‌ زئوس‌ را نشان‌ دهد. البته‌ بعد از مدتی‌ به‌ آتش‌ کشیده‌ شد و ازبین‌ رفت‌. عظمت‌ و زیبایی‌ این‌ مجسمه‌ سبب‌ شدکه‌ در فهرست‌ عجایب‌ هفتگانه‌ قرار گیرد



باغ‌های‌ بابل‌:

باغ‌های‌ معلق‌ بابل‌ در عراق‌ یکی‌ از بحث‌برانگیزترین‌ عجایب‌ هفتگانه‌و بی‌نظیرترین‌معماری‌های‌ جهان‌ به‌ شمار می‌رود. البته‌ عده‌ای‌از باستان‌شناسان‌ هنوز در وجود داشتن‌ آن‌ شک‌دارند. بعد از بدست‌ آمدن‌ اسناد اصلی‌ وخرابه‌های‌ برجا مانده‌ از آن‌ زمان‌، وجود داشتن‌آن‌ ثابت‌ شد. شاه‌ «نبوکد» این‌ بنای‌عجیب‌ را برای‌ خوشحال‌ کردن‌ همسرش‌ در 6قرن‌ قبل‌ از میلاد ساخت‌. عده‌ای‌ از تاریخ‌ نگاران‌می‌گویند: ملکه‌ آشوری‌ این‌ باغ‌ را برای‌ تفریح‌ وسرگرمی‌ خود ساخته‌ است‌

 

 

ملکه‌ هالیکارناسوس‌: 

ارتفاع‌ این‌ مقبرهمرمری‌ به‌ اندازه‌ یک‌ ساختمان ‌14 طبقه‌ بود. ملکه‌ «آرتمیسیا» فرمان‌ ساخت‌ این‌مقبره‌ را در هالیکار ناسوس‌ برای‌ همسرش‌ در353 سال‌ قبل‌ از میلاد صادر کرد. ملکه‌ این‌ بنا رابرای‌ قدردانی‌ از همسرش‌ ساخت‌ و به‌ این‌ منظوربهترین‌ هنرمندان‌ و مجسمه‌ سازان‌ آن‌ زمان‌ را گرد آورد. ملکه‌ آرتمیسیا دو سال‌ پس‌ از همسرش‌درگذشت‌.

 

فانوس‌ اسکندریه‌: 

ارتفاع‌ آن‌ بنا حداقل‌ به‌اندازه‌ یک‌ ساختمان‌ 40 طبقه‌ امروزی‌ بود وبرای‌ 16 قرن‌ پا برجا بود. برخلاف‌ 6 عجایب‌ دیگر، فانوس‌ اسکندریه‌استفاده‌های‌ عملی‌ بسیار داشت‌. این‌ بنا به‌کشتی‌های‌ دریانوردی‌ کمک‌ می‌کرد که‌ اسکله‌هارا به‌ راحتی‌ پیدا کنند و با ایمنی‌ کامل‌ داخل‌ آن‌شوند. این‌ اسکلت‌ برای‌ 1600 سال‌ باقی‌ ماند وارتفاع‌ آن‌ 180 متر و بلندترین‌ ساختمان‌ دنیابود، اما با ساخت‌ «برج‌ ایفل‌» در سال‌ 1889،«ایفل‌» بلندترین‌ برج‌ دنیا نام‌ گرفت‌.